معرفی کتاب کافه پیانو نوشته فرهاد جعفری

مجله اینترنتی ژوریت در این مطلب به معرفی کتاب کافه پیانو نوشته فرهاد جعفری می پردازد.

“معرفی کتاب کافه پیانو نوشته فرهاد جعفری”

کافه پیانو فرهاد جعفری


فرهاد جعفری (متولد ۸ شهریور ۱۳۴۴، شوسف از شهرستان نهبندان در استان خراسان جنوبی) روزنامه‌نگار و نویسنده ایرانی است.

وی فارغ‌التحصیل رشته حقوق قضایی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد است.

کافه پیانو لحنی گرم و صمیمی دارد و بدون سکته و روان به پیش می رود و با عقاید نویسنده درباره رابطه بین لباس و  کفش و کارهای بزرگ شروع می شود.

داستان کتاب به صورت اول شخص بیان می شود از روزنامه نگاری که در کار خود شکست خورده و برای اینکه بتواند روزگار بگذراند و مهریه همسر خود را پرداخت نماید کافه پیانو را تاسیس کرده است.

روابط صمیمی شخصیت اصلی داستان و دختر کوچکش گل گیسو بسیار جذاب، گرم و صمیمی بیان می شود. راوی عاشقانه دختر خود را دوست می دارد و در تربیت او بسیار حساس و پیگیر می باشد.

می توان گفت که کافه پیانو داستان غیر خطی است که نه از سنت عقب مانده و نه از مدرنیته و سعی می کند شبیه همتایان کلاسیکش نباشد.

هر فصل کتاب بازگو کننده اتفاقاتی است که در طول یک روز برای مشتریان کافه پیانو رخ می دهد و این اتافاقات بیان کننده روابط بین انسان ها در کافه پیانو می باشد.

قسمت هایی از کتاب کافه پیانو نوشته فرهاد جعفری


همین که پایم را می گذارم خانه ی کسی، قبل از هر کجای دیگری می روم سراغ کتابخانه ی طرف، چون که جلوی کتابخانه ی هر کس، بهتر از هر کجای دیگر می شود روحیات صاحبخانه را شناخت.


وقتى داشتم روى کاپوچينوى دخترکى کف میريختم که رفته بود توى نخ على که داشت آن گوشه براى خودش نماز مى خواند و پاک توى اين دنيا نبود، و طرف مثل اينکه برد پيت را توى لباس احرام ديده باشد، چشمهايش از حدقه بيرون زده بود.
داشتم به اين فکر مى کردم که چقدر اين ناجور بودن هاى ظاهرى و اين غير مترقبه بودن ها قشنگ است.


اينکه يک اسپرسو خور حرفه ای مثل على را ببينى که گوشه ى يک کافه ى پر از خرت و پرت هاى دنياى مدرن، يک جانماز پر نقش نگار دست دوزى شده پهن کرده زمين و داره نماز سر وقتش را مى خونه.
يعنى من مى ميرم براى کسى که، حالا هر کجا که هست، عين خودش باشه و خودش رو از ترس اينکه ديگران چه قضاوتى درباره اش مى کنند، یک طورى که نيست جلوه نده …


اگر می بینید کسی کار بزرگی نمی کند، برای این است که یا لباسی ندارد که بهش تکلیف کند یا اساسا آدم کوچکی ست.


بهش گفتم : زندگی ما زندگی جالبی یه هما . بین تراژدی محض و کمدی ناب. دائم داره پیچ و تاب می خوره . یعنی یه جور غم انگیز ، خنده داره یا شایدم یک جوره خنده دار ، غم انگیز باشه .

 

 

 

 

نویسنده مطلب: محتشم سلیمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *