معرفی کتاب تنهایی پر هیاهو نوشته بهومیل هرابال

تنهایی-پر-هیاهو-نوشته-بهومیل-هرابال

مجله اینترنتی ژوریت در این مطلب به  معرفی کتاب تنهایی پر هیاهو نوشته بهومیل هرابال می پردازد.

“معرفی کتاب تنهایی پر هیاهو نوشته بهومیل هرابال “


عاشقان کتاب بخوانند تنهایی پرهیاهو را …

تنهایی پر هیاهو بهومیل هرابال از ماجرای عشق به کتاب ها می گوید ، کتابی که فراتر از یک جسم است …

تنهایی پرهیاهو (به چکی: Příliš hlučná samota) عنوان کتابی از بهومیل هرابال نویسنده اهل چک است. او این کتاب را در فاصله سال‌های ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۶ نوشت و از آن‌جا که در کشورش ممنوع‌القلم بود اثر در سال ۱۹۷۶ به صورت مخفیانه منتشر شد.اولین انتشار اثر درکشور چک به سال ۱۹۸۹ برمی‌گردد. داستان، برخلاف بیشتر آثار هرابال، در دوره سلطه نظام کمونیستی رخ می‌دهد.

تنهایی پر هیاهو تک گوست و درونگرایانه و از شخصیتی بنام آقای هانتا سخن می گوید که در دنیای کتاب ها غرق شده است.

او در زیر زمینی مرطوب که انبار کاغذ باطله است روزگار می‌گذراند و کتابهایی را که از سوی اداره سانسور به آن‌جا می‌آورند را خمیر می‌کند. آقای هانتا با خواندن این کتاب‌ها دنیا را به گونه‌ای دیگر می‌بیند.

بهمومیل هرابال در این کتاب هم روانکاونه می گوید هم فلسفی و گاها هم اجتماعی – سیاسی !

کتاب از حقیقت های چشم پوشیده شده می گوید  و شاید کمی پیچیده به نظر برسد ولی واقعیت ها در ذهن مخاطب درست شکل می گیرد،ریتم مناسبی دارد و متن کتاب به صورت یکپارچه و موزون ذهن خواننده را درگیر می کند.

روح و ذهن هانتا با زیباترین و بهترین جملات نوشته های صابنظران تلفیق می شود و زندگی تنها و تهی شخصیت اول کتاب  به شکل جالب و شگفت روایت می شود.

شاید این کتاب مخاطبانی مخصوص به خودش را داشته باشد،آنهایی که با کتاب زندگی می کنند و به آن عشق می ورزند و رویاهایشان را با کتاب ها به واقعیت تبدیل می کنند.

قسمت هایی از کتاب تنهایی پر هیاهو نوشته بهومیل هرابال

نه! این انصاف نیست که دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم‌های تکراری را روزی هزار بار ببینی…

و در عین حال آنقدر بزرگ باشد که نتوانی کسی را که دلت می‌خواهد، حتی یک بار هم، ببینی!


اگر کسی می‌خواست کتابی را خمیر کند، باید سرِ آدم‌ها را زیر پرس می‌گذاشت،

ولی این کار فایده‌ای نمی‌داشت چون که افکار واقعی از بیرون حاصل می‌شود.

 تفتیش کننده های عقاید و افکار در سراسر جهان، بیهوده کتابها را می سوزانند،

چون اگر کتاب حرفی برای گفتن و ارزشی داشته باشد ، در کار سوختن فقط از آن

خنده ای آرام شنیده می شود ، چون که کتاب درست و حسابی به چیزی بالاتر و ورای خودش اشاره دارد.


کتاب را به سینه فشردم؛ و کتاب با تمام سردی جلدش مرا گرم کرد…


در سکوت شبانه، سکوت مطلق شبانه،وقتی که حواس انسان آرام گرفته است،روحی جاودان،

به زبانی بی‌نام با انسان از چیزهایی، از اندیشه‌هایی سخن می‌گوید…که می‌فهمی ولی نمی‌توانی وصف کنی


اگر زمان منتظر ما می‌ایستاد تا ما به بلوغ برسیم، قطعا زندگی با نقص‌های کمتری را تجربه می‌کردیم.

نمی‌دانم زندگی بدون واژه‌ی «افسوس» چه شکلی خواهد بود! شیرین‌تر است یا مزه‌ی یکنواختی دارد!؟

نویسنده مطلب: محتشم سلیمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *